دلدرد های یه ماهی آزاد

"I need you because I love you"

من آبجیمو دوست دارم

دلم خیلی گرفته :(

خیلی زیاد ..

..

دلم ی آبجی میخواد

ی آبجی ک پاک باشه

ی آبجی ک بتونم حرفه دلمو بهش بزنم

ی آبجی ک درکم کنه

ی آبجی ک  دوسم داشته باشه

ی آبجی ک عاشقم باشه

ی آبجی ک محرمم باشه

ی آبجی ک خیلی ازم بزرگ تر باشه

ی آبجی ک همیشه پیشم باشه

ی آبجی ک اسمش معنیه زندگی بده

ی آبجی ک باهم راحت باشیم

ی آبجی ک همه امیدم باشه

من همیچین آبجیی دارم.آبجیه من خیلی بیشتر ازینا ک گفتم صفاته خوب داره

اما ..

اما همش غصه میخوره :(

تا پارسال خیلی شاد بودا

اما ب تدریج غم جای شادیشو گرفت :(

همش تخصیره منه

من افسردش کردم

من وجودشو درد اووردم

من غصش دادم

من زجرش دادم

من اذیتش کردم

من اول جوونی این جوریش کردم :((

..

بهش میگم ببخشید میگه بخشیدم اما این بخشیدناش ب دلم نمیشینه :(

..

منم میخوام مثه آبجیم بشم :((

آبجیم همه غم ها, افسردگی ها, دردا و مشکلاتمو از بین برد

اما .. :(

اما خودش مثه حاله قبلنای من شده :(

هر چی بهش میگم ایجوری نباش اینجوری نکن حرف گوش نمیکنه

با امروز میشه سه روز ک هردومون داریم غصه میخوریم

من آبجیمو بی نهایت دوس دارم

نمیتونم یک لحظه دوریشو تحمل کنم

نمیتونم دردا و ناراحتیاشو ببینم

آبجیم با غصه ی من غصه میخوره بخاطره همین وقتی ناراحته و غصه میخوره بهش نمیگم منم ناراحتم اما آبجیم میگه تو قدیما با ناراحتیه من ناراحت میشدی :(

بی انصاف نیستا این جور حرف زدناشم ب خاطره غصه هاشه, خودم میدونم

..

این حالو روزش داره دیوونم میکنه :(

نمیدونم با چ زبونی بهش بگم غصه نخو :(

..

اگ کسی آبجیمو دید بهش بگه یکی اینجا هس ک حاضره جونشو بخاطرت بده ..

..

..

حرفه دلم:

دلم ی آبجی میخواد

ی آبجی ک غصه نخوره :(

ی آبجی ک هیچ دردی نداشته باشه :(


خیلی دوست دارم آبجی جونی :((

[ شنبه هشتم مهر 1391 ] [ 10:52 ] [ fish ]

[ ]